محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3855

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« و عزت سغد به جاى مانده بود . » ابو جعفر گويد : در اين سال قتيبة بن مسلم هنگام بازگشت از خوارزم غزاى سمرقند كرد و آنجا را بگشود . سخن از غزا و فتح سمرقند راوى گويد : وقتى قتيبه مال الصلح خوارزم را بگرفت مجشر بن مزاحم سلمى پيش وى رفت و گفت : « مرا حاجتى هست ، به خلوت شويم » و چون خلوت كرد به دو گفت : « اگر روزى آهنگ سغد خواهى كرد ، هم اكنون بكن كه آنها اطمينان دارند كه اين سال سوى آنها نخواهى رفت . اينك ميان تو و آنها ده روز راه است . » گفت : « كسى اين را به تو گفته ؟ » گفت : « نه » گفت : « به كسى گفته اى ؟ » گفت : « نه » گفت : « اگر كسى از اين ، سخن كند ، گردنت را مىزنم . » گويد : قتيبه آن روز را بسر كرد و صبحگاه روز بعد عبد الرحمان را پيش خواند و گفت : « با سواران و تيراندازان حركت كن و بنه ها را از پيش سوى مرو فرست » گويد : « پس بنه ها را سوى مرو فرستاد و عبد الرحمان از پى بنه ها به آهنگ مرو همه روز راه پيمود و چون شب درآمد به دو نوشت : « صبحگاهان بنه ها را سوى مرو روان كن و با سواران و تيراندازان سوى سغد روان شو و خبرها را مكتوم دار كه من از پى مىرسم . » گويد : و چون خبر به عبد الرحمان رسيده بنه داران را بگفت تا سوى مرو روند و سوى آنجا كه قتيبه گفته بود روان شد .